آهو

عرفانهای نوظهور

عرفانهای برآمده از عرفانهای هندی (2)

یوگا (۲)

دوم) انواع یوگا :

 یوگا دارای شش نوع و شش شاخه است که عبارتند از :

-مانترا یوگا :این یوگا مربوط به راهبه هایی است که در معبد های تبتی به خواندن اوراد  می پردازند .اساس مانترا یوگا بر آن است که بصیرت و آگاهی درونی تنها از طریق به زبان آوردن اصوات و کلمات  و جملات موسوم به مانترا حاصل  است . آنها معتقدند که ذکر مانترا به تمرکر فرد برای تعالی فکر کمک می کند .

-کار ما یوگا: این شاخه یوگا بر اساس این تفکر شکل گرفته است که از طریق سکوت و آرامش می توان به تعهدات زندگی نائل آمد. فقدان نظم و برنامه ریزی از ویژگیهای کارما یوگاست . آنها می گویند در زمان حال غوطه ور شدن و فراموش کردن گذشته و آینده به انسان استقرار و آرامش می دهد .

-بکتی یوگا : یوگای عبادت معمولا برای افراد مذهبی مطرح است .در این یوگا عبادت نقشی ندارد بلکه تمرکز بر مفهوم خدا در مراتبه مد نظر است و انسان از این طریق به دانش و معرفت دست پیدا می کند .

-کندالینی یوگا:این شاخه از یوگا بر اساس تحریک مرکز  انرژی انسان یعنی کندالینی شکل می گیرد و روشی برای باز کردن و  فعال نمودن چاکراهای انسان .

-راجا یوگا :این شعبه از یوگا نوعی مراقبه علمی است که بصورت سلسله مراتبی انجام می شود .

یوگا پانتانجلی: پانتانجلی شخص حکیمی است که در قرن دوم میلادی می زیست. او را کتابی بود به نام «راجه یوگا».پاتانجلی در این کتاب برای یوگا هشت مرحله برشمرد. عمل به مرحله بالاتر باید بعد از عمل به مرحله نازلتر باشد .

اول)مرحله یاما : این بخش در باره تعلیم فکری و مربوط به تنظیم رابطه فرد با جامعه است و خود دارای پنج زیر مجموعه می باشد.

-اهیمسا : این مرحله تکنیک هایی است که ما را اعمال خشونت منع می کند . بعد از جنگ جهانی دوم این عقیده مطرح شد که برای جلوگیری از خشونت،اعمال خشونت لازم است . اما گاندی با الهام از اولین اصل یاما به پیروان خود این رهنمون را داد که عمل خطا را نباید با خطای بزرگتر یعنی خشونت پاسخ داد ، لذا نباید کسی را به خاطر چیزی که اتفاق افتاده است سرزنش یا به او فحاشی کرد. نباید با کردار یا اندیشه منفی به دیگران آسیب رساند .

-ساتیا :دومین یاما برای حفظ صداقت است . همیشه باید راستگو بود . زیرا تنها راستی است که در نهایت به نفع ماست .

-آستیا : سومین یاما برای تسلط بر لذت طلبی است . تکنیک های این یاما برای وفاداری در پیوندها و اجتناب از هرزگی و بی بند و باری است .

-آپاری گراها : آخرین یاما تکنیک هایی است برای تسلط بر هر نوع وابستگی. لذا معتقدند محبت و خدمت آری اما تعلق هرگز .

دوم) نیاما :مرحله دوم یوگای پاتانجلی نیاما است که برای منطق سازی و انضباط درونی مطرح می شود .این خود دارای مراحل پنجگانه است .

-سوچا: اولین نیاما تکنیک هایی است برای انضباط درونی. تزکیه درونی از راه نیکوکاری انسان را به دانش معنوی می رساند .

-سانتوشا : تکنیک هایی است برای ایجاد رضایت مندی باطنی و قانع سازی  درونی .اگر انسان بتواند به بردباری و متانت دست یابد قادر خواهد بود در حالت بحرانی آرامش خود را حفظ کند .

-تاپاس:تکیک هایی را شامل می شود که جهت تقویت اراده به کار می رود . این تکنیک ها تلاشهای آگاهانه جهت بر خود و توازن و تعادل درونی است .

-سوادایا: بخشی از تکنیک های نیاما است برای خودشناسی .

-پرانیدانا : آخرین مرحله نیاماست که برای سر سپردگی و تسلیم مطلق خود وضع شده است .

سوم) اسانا : یک وضعیت نشستن برای تمرکز یا مدیتیشن و مراقبت است که دارای 84 حرکت اصلی می باشد . تمام حرکات بر اساس طب فشاری طراحی شده است ، که نتیجه آن بالا بردن فراوان استقامت بدن و تعالی جسمی است .

چهارم ) پرانایاما : علم تنفس است . پاتانجلی معتقد بود یکی از علتهای اصلی مشکلات داخل بدن عدم کنترل دم و باز دم است . در این مرحله روشهای مختلف تنفس آموزش داده می شود .

پنجم )پراتیهارا :کنترل و تنظیم ارگانهای حسی است .

ششم )دهارانا : برای تمرکز تک تک حواس روی موضوعی خاص جهت خودشناسی است .

هفتم : دیانا: نوعی مدیتیشن برای ایجاد خلاء ذهنی و دست یافتن به سکوت درون است .

هشتم )سمادی های : به معنی پیوستن و اتصال و آین آخرین مرحله یوگاست.

هدف اصلی پاتانجلی از این اعمال و تکنیک ها و ریاضات این است که جسم مطیع روح شود و نوعی حالت تصفیه برای نفس پدید آید . نفس می تواند بعد از گذر از این مراحل به مرحله قدوسیت و نیرانا واصل گردد . اگر جوکی این مراحل انجام دهد صاحب قدرتها و نیروهای فوق العاده می شود . مثلا از زمان و مکان بیرون رفته در آن واحد در چند جا می توان  حضور یابد. یا اینکه در هوا به پرواز درآید . این قوای معجزه آسا بر اثر رهایی و نجات نفس از قیود مادی و رنج حاصل از قانون سمساره می باشد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:21  توسط ترنم  | 

عرفانهای برآمده از عرفانهای هندی

یوگا

 

اول-پیشینه تاریخی :

 یوگا بخش عملی یکی از شش فلسفه باستانی هند  است .فلسفه های ششگانه هند که از یک هزار سال قبل از میلاد در آنجا شکل گرفته است ، عبارتند از :ینادرشته ،ویشیشیکه،یوک درشن،پوره میمانسا،ویدانته سوتره،(دارای سه شاخه شنکره، رامانوجه، و مدوه می باشد ) و ساتیکه ،یوگا بخش عملی فلسفه سانیکه است .

سانکیه بعنوان یک مکتب ،مهمترین روش فلسفی و وسیع ترین سیستم فکری هندوهاست که مقارن پدید آمدن کتاب اوپانیشادهابه ظهور رسید .بانی آن فردی است به نام «کپیله» که یک قرن قبل از بودا در هند می زیست. روش فلسفی او بر جینیزم و بودیزم تاثیر گذار بود .

مکتب فلسفی سانیکه بر ثنویت استوار است. این مکتب معتقد است که در عالم دو حقیقت ازلی وجود دارد . یکی ماده که صورت عالم محسوس و طبیعت است یا «پرکریتی » و ئیگری روح یا معنا که نامحسوس است یا «پوروشه»پرکریتی یا جهام ماده از 23 عنصر جداگانه ترکیب یافته و  هر عنصر دارای سه حالت است به نام : حالت سبکی «ستوه» حالت میل فعال «راجه» و حالت رکود یا جمود «تمس».

حقیقت دوم جهان یا پوروشه که همان حالت ارواح است از بینهایت روانهای منفرد تشکیل می شود .این ارواح در عالم طبیعت گرفتاری بدبختیها و آلامند که ریشه تمامی آنها جهل و نادانی می باشد .(بر خلاف بودا که ریشه تمام آلام را خواهشهای نفسانی و امیال و آرزوها می دانست ) (در واقع آنها طریقه علم و معرفت را بر اساس آیین برهمنیز که در اوپانیشادها مذکور است برگزیدند ) جهل و نادانی  ناشی از این واقعیت است که انسان میان ماده و معنا یا جسم و روح تمییز نمی دهد . بر این اساس  روح در قید و بند جسم و قوای طبیعت مقهور مانده ناگزیر می شود در یک چرخه دولاب گونه از این جهان برود و دوباره به این عالم برگردد.تنها در صورتیکه انسان به معرفت کامل نسبت به تمییز میان روح و ماده برسد ،عرفان کامل حاصل گردد،به حالت استقرار و آرامش دست پیدا می کند و در این حالت انسان طهارت محض و فنای مطلق خواهد یافت .وصول به این معرفت که باعث تمییز روح از ماده و پالایش و آلایش آن می شود  یک برنامه علمی نیاز دارد.این برنامه عملی همان یوگا است .

مکتب یوگا یک روش منظم ذهنی است که استمرار طریقه علم و معرفت است . این طریقه در صورتی  میسیر خواهد شد که یوگی کوشش عظیم جهت قوت اراده و اندیشه روشن به خرج دهد تا فکر و ذهنش صفا و طهارت یابد و در این صورت به توجه فکری کامل دست یابد .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 18:2  توسط ترنم  | 

نقد و بررسی (7)

هفت - اصلات بدن:

در آيين تانترا بدن و دنيا معبد تلقي مي شد اما بايد گفت كه در باب نسبت دنيا و‌آخرت سه ديدگاه وجوددارد:

اول اينكه انسان دنيا پرست باشد و آخرت را نفي كند. «اثاقلتم الي الارض» (توبه /38)

دوم اينكه انسان آخرت گراي افراطي شده، دنيا را نفي كند كه اين همان رهبانيت است.

سوم اينكه انسان آخرت گراي دنيا طلب شود. يعني به قدري از دنيا برگزيند و به گونه اي برگزيند كه در راستاي آخرت او باشد. تنها فرض مقبول از نظر قرآن، فرض اخير است. «و ابتغ فيما اتاك الله الدار الاخره و لا تنس نصيبك من الدنيا» (قصص /77)

بنابراين مبناي عرفان اسلامي، اصالت آخرت است و تنها دنياي در جهت آخرت مطلوب است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:11  توسط ترنم  | 

نقد و بررسی (6)

شش- رياضت:

در باب رياضت مسائل مبسوطي مطرح است:

اولا: ریاضت در عرف شايد به معني زجر دادن نفس يا ميراندن نفس باشد چنانكه در آيين جين اينگونه است. اما  بايد دانست كه رياضت در لغت تمرين دادن اسب چموش براي رام كردن آن است لذا معني رياضت تمرين كردن يا تمرين دادن است و از اين روست كه به عمل رياضي هم رياضي گفته اند، چون در آن تمرين زياد وجود دارد البته سالك در آغاز راه چون بر خلاف عادات قبلي عمل مي كند، ریاضت او  همراه با دشواري است اما در مراحل بعدي راه هموارمي شود.

ثانيا: رياضت در متون ديني معادل مجاهدت است به تعبيري جهاد دو قسم است: جهاد اكبر و جهاد اصغر. رياضت همان جهاد اكبر است كه مجاهده با نفس اماره مي باشد در آيات متعدد جهاد به نفس مطرح و نسبت به آن تحريض و تاكيد شده است مثل «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سلينا» (عنكبوت /69).

ثالثا : رياضت اهدافي دارد كه مهمترين آن تلطيف سر و دور كردن غير حق از دل است به دنبال رياضت خلسه و نور پديد مي آيد و اينها جوايز خداست. (اهداف، فوايد و معينهاي رياضت در نمط نهم اشارات مطرح است).

رابعا : براي رياضت دسته بنديهاي متفاوتي مطرح شده است كه مفصل ترين آن در مفتاح بيستم از كتاب مفاتيح الغيب ملاصدرا بيان شده است.

حاصل آنكه اصل رياضت به معني مجاهده مورد تاييد قرآن و اسلام مي باشد اما بايد دانست كه از يك سو هدف آن زجر دادن نفس و ميراندن آن نيست ، بلكه اسلام قائل به تعادل و ميانه روي است و از سوي ديگر نكته بسيار مهم آن است كه رياضت، فقط در محدوده شريعت قابل عمل است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:7  توسط ترنم  | 

نقد و بررسی (4)

چهار- وحودت:

بررسي مساله وحدت يا توحيد در عرفان نظري صورت مي گيرد ولي به اختصار بايد گفت كه اگر نگاه قرآني داشته باشيم و توحيد بر اساس آيات قرآني با دقت و ظرافت بررسي كنيم به تنايج جالبي مي رسيم توضيح اينكه تعبير آيه و آيات حدود 380 بار در قرآن مطرح شده است كه در برخي موارد آيات تكويني مراد است يعني در قرآن بر عالم هستي تعبير آيه صورت گرفته است.

آيه يعني علامت و علامت يعني چيزي كه چيز ديگري را نشان مي دهد. بهترين معادل در زبان فارسي آينه است زيرا آينه را از آن جهت آينه گفته اند كه چيز ديگري را (تصوير و عكس) مي نماياند. بر اين اساس بايد گفت عالم هستي و از جمله وجود انسان فقط و فقط يك حيثيت دارد و آن نشان دادن ديگري است و آن ديگر موجودي جز خدا نيست. نتيجه جالبي كه از اين مطلب به دست مي آيد اين است كه جهان هستي هيچ حيثيت و هويتي غير از آيه بودن و خدا نمودن ندراد لذا قرآن مساوا را به عنوان (مسبح) (حديد /1) (حامد) (اسراء/44) – (آگاه به نماز) (نور / 41) – (رسول حق) (رعد/13) – (اهل خشيت از خدا) (بقره /74) – (ساجد) (رحمن /6) و خلاصه بنده، آيه، علامت، وجه الله و آيينه تمام نماي حق معرفي مي كند.

حاصل اينكه ماسوا و جهان هستي آيه است و آينه. حال اگر بخواهيم بگوييم ماسوا موجود است بايد به ماسوا نگاه استقلالي كنيم در حاليكه ماسوا هيچ استقلالي ندارد لذا اگر گفته مي شود ماسوا موجود نيست نمي خواهند بگويند معدوم است بلكه مي خواهند اين سخن بلند قرآني را به ما تذكر دهند كه «وجود قابل انتساب به ماسوا نيست» و اين است معناي دقيق وحدت وجود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 16:55  توسط ترنم  | 

مطالب قدیمی‌تر