<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آهو</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/</link>
<description>عرفانهای نوظهور </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 28 Oct 2009 15:51:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عرفانهای برآمده از عرفانهای هندی (2)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;یوگا (۲)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دوم) انواع یوگا :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; یوگا دارای شش نوع و شش شاخه است که عبارتند از :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-مانترا یوگا :&lt;/B&gt;این یوگا مربوط به راهبه هایی است که در معبد های تبتی به خواندن اوراد  می پردازند .اساس مانترا یوگا بر آن است که بصیرت و آگاهی درونی تنها از طریق به زبان آوردن اصوات و کلمات  و جملات موسوم به مانترا حاصل  است . آنها معتقدند که ذکر مانترا به تمرکر فرد برای تعالی فکر کمک می کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-کار ما یوگا:&lt;/B&gt; این شاخه یوگا بر اساس این تفکر شکل گرفته است که از طریق سکوت و آرامش می توان به تعهدات زندگی نائل آمد. فقدان نظم و برنامه ریزی از ویژگیهای کارما یوگاست . آنها می گویند در زمان حال غوطه ور شدن و فراموش کردن گذشته و آینده به انسان استقرار و آرامش می دهد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-بکتی یوگا :&lt;/B&gt; یوگای عبادت معمولا برای افراد مذهبی مطرح است .در این یوگا عبادت نقشی ندارد بلکه تمرکز بر مفهوم خدا در مراتبه مد نظر است و انسان از این طریق به دانش و معرفت دست پیدا می کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-کندالینی یوگا:&lt;/B&gt;این شاخه از یوگا بر اساس تحریک مرکز  انرژی انسان یعنی کندالینی شکل می گیرد و روشی برای باز کردن و  فعال نمودن چاکراهای انسان .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-راجا یوگا :&lt;/B&gt;این شعبه از یوگا نوعی مراقبه علمی است که بصورت سلسله مراتبی انجام می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;یوگا پانتانجلی: &lt;/B&gt;پانتانجلی شخص حکیمی است که در قرن دوم میلادی می زیست. او را کتابی بود به نام «راجه یوگا».پاتانجلی در این کتاب برای یوگا هشت مرحله برشمرد. عمل به مرحله بالاتر باید بعد از عمل به مرحله نازلتر باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اول)مرحله یاما :&lt;/B&gt; این بخش در باره تعلیم فکری و مربوط به تنظیم رابطه فرد با جامعه است و خود دارای پنج زیر مجموعه می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-اهیمسا :&lt;/B&gt; این مرحله تکنیک هایی است که ما را اعمال خشونت منع می کند . بعد از جنگ جهانی دوم این عقیده مطرح شد که برای جلوگیری از خشونت،اعمال خشونت لازم است . اما گاندی با الهام از اولین اصل یاما به پیروان خود این رهنمون را داد که عمل خطا را نباید با خطای بزرگتر یعنی خشونت پاسخ داد ، لذا نباید کسی را به خاطر چیزی که اتفاق افتاده است سرزنش یا به او فحاشی کرد. نباید با کردار یا اندیشه منفی به دیگران آسیب رساند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-ساتیا :&lt;/B&gt;دومین یاما برای حفظ صداقت است . همیشه باید راستگو بود . زیرا تنها راستی است که در نهایت به نفع ماست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-آستیا :&lt;/B&gt; سومین یاما برای تسلط بر لذت طلبی است . تکنیک های این یاما برای وفاداری در پیوندها و اجتناب از هرزگی و بی بند و باری است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-آپاری گراها :&lt;/B&gt; آخرین یاما تکنیک هایی است برای تسلط بر هر نوع وابستگی. لذا معتقدند محبت و خدمت آری اما تعلق هرگز .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دوم) نیاما :&lt;/B&gt;مرحله دوم یوگای پاتانجلی نیاما است که برای منطق سازی و انضباط درونی مطرح می شود .این خود دارای مراحل پنجگانه است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-سوچا:&lt;/B&gt; اولین نیاما تکنیک هایی است برای انضباط درونی. تزکیه درونی از راه نیکوکاری انسان را به دانش معنوی می رساند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-&lt;B&gt;سانتوشا :&lt;/B&gt; تکنیک هایی است برای ایجاد رضایت مندی باطنی و قانع سازی  درونی .اگر انسان بتواند به بردباری و متانت دست یابد قادر خواهد بود در حالت بحرانی آرامش خود را حفظ کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-تاپاس:&lt;/B&gt;تکیک هایی را شامل می شود که جهت تقویت اراده به کار می رود . این تکنیک ها تلاشهای آگاهانه جهت بر خود و توازن و تعادل درونی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-&lt;B&gt;سوادایا:&lt;/B&gt; بخشی از تکنیک های نیاما است برای خودشناسی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-پرانیدانا :&lt;/B&gt; آخرین مرحله نیاماست که برای سر سپردگی و تسلیم مطلق خود وضع شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سوم) اسانا :&lt;/B&gt; یک وضعیت نشستن برای تمرکز یا مدیتیشن و مراقبت است که دارای 84 حرکت اصلی می باشد . تمام حرکات بر اساس طب فشاری طراحی شده است ، که نتیجه آن بالا بردن فراوان استقامت بدن و تعالی جسمی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چهارم ) پرانایاما&lt;/B&gt; &lt;B&gt;:&lt;/B&gt; علم تنفس است . پاتانجلی معتقد بود یکی از علتهای اصلی مشکلات داخل بدن عدم کنترل دم و باز دم است . در این مرحله روشهای مختلف تنفس آموزش داده می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پنجم )پراتیهارا :&lt;/B&gt;کنترل و تنظیم ارگانهای حسی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ششم )دهارانا :&lt;/B&gt; برای تمرکز تک تک حواس روی موضوعی خاص جهت خودشناسی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هفتم :&lt;/B&gt; &lt;B&gt;دیانا:&lt;/B&gt; نوعی مدیتیشن برای ایجاد خلاء ذهنی و دست یافتن به سکوت درون است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هشتم )سمادی های :&lt;/B&gt; به معنی پیوستن و اتصال و آین آخرین مرحله یوگاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هدف اصلی پاتانجلی از این اعمال و تکنیک ها و ریاضات این است که جسم مطیع روح شود و نوعی حالت تصفیه برای نفس پدید آید . نفس می تواند بعد از گذر از این مراحل به مرحله قدوسیت و نیرانا واصل گردد . اگر جوکی این مراحل انجام دهد صاحب قدرتها و نیروهای فوق العاده می شود . مثلا از زمان و مکان بیرون رفته در آن واحد در چند جا می توان  حضور یابد. یا اینکه در هوا به پرواز درآید . این قوای معجزه آسا بر اثر رهایی و نجات نفس از قیود مادی و رنج حاصل از قانون سمساره می باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 15:51:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عرفانهای برآمده از عرفانهای هندی </title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; size=7&gt;یوگا&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Verdana color=#0000ff size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;اول-پیشینه تاریخی&lt;/FONT&gt; :&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; یوگا بخش عملی یکی از شش فلسفه باستانی هند  است .فلسفه های ششگانه هند که از یک هزار سال قبل از میلاد در آنجا شکل گرفته است ، عبارتند از :ینادرشته ،ویشیشیکه،یوک درشن،پوره میمانسا،ویدانته سوتره،(دارای سه شاخه شنکره، رامانوجه، و مدوه می باشد ) و ساتیکه ،یوگا بخش عملی فلسفه سانیکه است .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;سانکیه بعنوان یک مکتب ،مهمترین روش فلسفی و وسیع ترین سیستم فکری هندوهاست که مقارن پدید آمدن کتاب اوپانیشادهابه ظهور رسید .بانی آن فردی است به نام «کپیله» که یک قرن قبل از بودا در هند می زیست. روش فلسفی او بر جینیزم و بودیزم تاثیر گذار بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;مکتب فلسفی سانیکه بر ثنویت استوار است. این مکتب معتقد است که در عالم دو حقیقت ازلی وجود دارد . یکی ماده که صورت عالم محسوس و طبیعت است یا «پرکریتی » و ئیگری روح یا معنا که نامحسوس است یا «پوروشه»پرکریتی یا جهام ماده از 23 عنصر جداگانه ترکیب یافته و  هر عنصر دارای سه حالت است به نام : حالت سبکی «ستوه» حالت میل فعال «راجه» و حالت رکود یا جمود «تمس».&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;حقیقت دوم جهان یا پوروشه که همان حالت ارواح است از بینهایت روانهای منفرد تشکیل می شود .این ارواح در عالم طبیعت گرفتاری بدبختیها و آلامند که ریشه تمامی آنها جهل و نادانی می باشد .(بر خلاف بودا که ریشه تمام آلام را خواهشهای نفسانی و امیال و آرزوها می دانست ) (در واقع آنها طریقه علم و معرفت را بر اساس آیین برهمنیز که در اوپانیشادها مذکور است برگزیدند ) جهل و نادانی  ناشی از این واقعیت است که انسان میان ماده و معنا یا جسم و روح تمییز نمی دهد . بر این اساس  روح در قید و بند جسم و قوای طبیعت مقهور مانده ناگزیر می شود در یک چرخه دولاب گونه از این جهان برود و دوباره به این عالم برگردد.تنها در صورتیکه انسان به معرفت کامل نسبت به تمییز میان روح و ماده برسد ،عرفان کامل حاصل گردد،به حالت استقرار و آرامش دست پیدا می کند و در این حالت انسان طهارت محض و فنای مطلق خواهد یافت .وصول به این معرفت که باعث تمییز روح از ماده و پالایش و آلایش آن می شود  یک برنامه علمی نیاز دارد.این برنامه عملی همان یوگا است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;مکتب یوگا یک روش منظم ذهنی است که استمرار طریقه علم و معرفت است . این طریقه در صورتی  میسیر خواهد شد که یوگی کوشش عظیم جهت قوت اراده و اندیشه روشن به خرج دهد تا فکر و ذهنش صفا و طهارت یابد و در این صورت به توجه فکری کامل دست یابد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 14:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی (7)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;هفت &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;اصلات بدن&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آيين تانترا بدن و دنيا معبد تلقي مي شد اما بايد گفت كه در باب نسبت دنيا و‌آخرت سه ديدگاه وجوددارد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اول اينكه انسان دنيا پرست باشد و آخرت را نفي كند. «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;اثاقلتم الي الارض&lt;/FONT&gt;» (توبه /38)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوم اينكه انسان آخرت گراي افراطي شده، دنيا را نفي كند كه اين همان رهبانيت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوم اينكه انسان آخرت گراي دنيا طلب شود. يعني به قدري از دنيا برگزيند و به گونه اي برگزيند كه در راستاي آخرت او باشد. تنها فرض مقبول از نظر قرآن، فرض اخير است. «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;و ابتغ فيما اتاك الله الدار الاخره و لا تنس نصيبك من الدنيا&lt;/FONT&gt;» (قصص /77)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراين مبناي عرفان اسلامي، اصالت آخرت است و تنها دنياي در جهت آخرت مطلوب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:40:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی (6)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot; color=#cc0000&gt;شش&lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;رياضت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در باب رياضت مسائل مبسوطي مطرح است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#0000ff&gt;اولا&lt;/FONT&gt;: ریاضت در عرف شايد به معني زجر دادن نفس يا ميراندن نفس باشد چنانكه در آيين جين اينگونه است. اما  بايد دانست كه رياضت در لغت تمرين دادن اسب چموش براي رام كردن آن است لذا معني رياضت تمرين كردن يا تمرين دادن است و از اين روست كه به عمل رياضي هم رياضي گفته اند، چون در آن تمرين زياد وجود دارد البته سالك در آغاز راه چون بر خلاف عادات قبلي عمل مي كند، ریاضت او  همراه با دشواري است اما در مراحل بعدي راه هموارمي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#0000ff&gt;ثانيا&lt;/FONT&gt;: رياضت در متون ديني معادل مجاهدت است به تعبيري جهاد دو قسم است: جهاد اكبر و جهاد اصغر. رياضت همان جهاد اكبر است كه مجاهده با نفس اماره مي باشد در آيات متعدد جهاد به نفس مطرح و نسبت به آن تحريض و تاكيد شده است مثل «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سلينا&lt;/FONT&gt;» (عنكبوت /69).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#0000ff&gt;ثالثا&lt;/FONT&gt; : رياضت اهدافي دارد كه مهمترين آن تلطيف سر و دور كردن غير حق از دل است به دنبال رياضت خلسه و نور پديد مي آيد و اينها جوايز خداست. (اهداف، فوايد و معينهاي رياضت در نمط نهم اشارات مطرح است).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#0000ff&gt;رابعا&lt;/FONT&gt; : براي رياضت دسته بنديهاي متفاوتي مطرح شده است كه مفصل ترين آن در مفتاح بيستم از كتاب مفاتيح الغيب ملاصدرا بيان شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حاصل آنكه اصل رياضت به معني مجاهده مورد تاييد قرآن و اسلام مي باشد اما بايد دانست كه از يك سو هدف آن زجر دادن نفس و ميراندن آن نيست ، بلكه اسلام قائل به تعادل و ميانه روي است و از سوي ديگر نكته بسيار مهم آن است كه رياضت، فقط در محدوده شريعت قابل عمل است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:37:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی (5)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; color=#00ff00&gt;پنج&lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;شريعت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;شريعت در لغت به معناي راه كنار رودخانه است كه دستيابي به آب را آسان مي كند اما در اصطلاح گاه به معناي مجموعه قوانيني است كه مربوط به اعمال ظاهري باشد. در اين اصطلاح شريعت دقيقا معادل فقه است و نقطه مقابل اخلاق و عقايد قرار مي گيرد. شريعت در صطلاح ديگر به معناي جنبه ظاهري همه اموري است كه به رسول خدا (ص) وحي شده است. در اين فرض شريعت شامل فقه، عقايد و اخلاق مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;نكته مهم اينكه اكثر عرفاي راستين در جهان اسلام بر لزوم شريعت تا پايان عمر جهت وصول تقرب تاكيد ورزيده اند و علوم حقيقي، خوشبختي و تقرب را تنها در سايه عمل به شريعت الهي دانسته اند. بنابراين عمل به شريعت و اعتقاد به آن به هر دو جنبه ضروري و اجتناب ناپذير دارد و قانوني كه از سوي خالق هستي نباشد، قابل عمل نخواهد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی (4)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#0000ff&gt;چهار&lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;وحودت&lt;/FONT&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بررسي مساله وحدت يا توحيد در عرفان نظري صورت مي گيرد ولي به اختصار بايد گفت كه اگر نگاه قرآني داشته باشيم و توحيد بر اساس آيات قرآني با دقت و ظرافت بررسي كنيم به تنايج جالبي مي رسيم توضيح اينكه تعبير آيه و آيات حدود 380 بار در قرآن مطرح شده است كه در برخي موارد آيات تكويني مراد است يعني در قرآن بر عالم هستي تعبير آيه صورت گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;آيه يعني علامت و علامت يعني چيزي كه چيز ديگري را نشان مي دهد. بهترين معادل در زبان فارسي آينه است زيرا آينه را از آن جهت آينه گفته اند كه چيز ديگري را (تصوير و عكس) مي نماياند. بر اين اساس بايد گفت عالم هستي و از جمله وجود انسان فقط و فقط يك حيثيت دارد و آن نشان دادن ديگري است و آن ديگر موجودي جز خدا نيست. نتيجه جالبي كه از اين مطلب به دست مي آيد اين است كه جهان هستي هيچ حيثيت و هويتي غير از آيه بودن و خدا نمودن ندراد لذا قرآن مساوا را به عنوان (مسبح) (حديد /1) (حامد) (اسراء/44) – (آگاه به نماز) (نور / 41) – (رسول حق) (رعد/13) – (اهل خشيت از خدا) (بقره /74) – (ساجد) (رحمن /6) و خلاصه بنده، آيه، علامت، وجه الله و آيينه تمام نماي حق معرفي مي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;حاصل اينكه ماسوا و جهان هستي آيه است و آينه. حال اگر بخواهيم بگوييم ماسوا موجود است بايد به ماسوا نگاه استقلالي كنيم در حاليكه ماسوا هيچ استقلالي ندارد لذا اگر گفته مي شود ماسوا موجود نيست نمي خواهند بگويند معدوم است بلكه مي خواهند اين سخن بلند قرآني را به ما تذكر دهند كه «وجود قابل انتساب به ماسوا نيست» و اين است معناي دقيق وحدت وجود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسی (3)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot; color=#ff0000 size=4&gt;سه &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; size=4&gt;كتاب مقدس&lt;/FONT&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تمامي كتابهايي كه در عرفانهاي هندي مقدس شمرده مي شود، حاصل تجربيات دروني انسان است. لذا ارتباطي با آسمان ووحي الهي ندارد و اگر هم در آنها حرف حقي به چشم مي خورد بدون شك ريشه در كتب آسماني سابق دارد. البته بايد اذعان داشت كه در اين كتابها حرفهاي عميق و بلند يافت مي شود ولي اين كلمات بي ترديد ريشه در وحي آسماني دارد خلاصه آنكه دست نوشته بشر با قطع نظر از وحي الهي هيچگونه قداستي ندارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدوبررسی (2)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دو&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;-&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt; نيروانا:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;خوشبينانه ترين توجيه در بابد نيروانا اين است كه بگوييم اين پديده اساسي در عرفان هند به معاني فنا است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;اولا &lt;/FONT&gt;در عرفان اسلامي فنا عالي ترين مراتب انساني نيست بلكه عمده كمال انساني، توحيد و قرب الهي است كه از آن تعبير به ولايت هم مي شود. گذشته از اينكه بر اساس اسفار اربعه عرفاني، ولايت هم پايان سفر اول است و انسان سه سفر ديگر در پيش دارد كه هر كدام كمالي ديگر را براي انسان رقم مي زند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;ثانیا&lt;/FONT&gt; فنا يعني اضمحلال مادون حق يا به تعبيري نفي تعين نه انعدام اصل وجود، كه اين كمال نيست در حاليكه فنا كمال است بر اين اساس بايد گفت سكوت ذهن و خاموشي درون هرگز به معناي مزبور فنا كه در عرفان اسلامي آمده است ارتباطي ندارد و از مراتب بسيار پايين انساني است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;ثالثا&lt;/FONT&gt; فنا ملازم با بقا است در حاليكه در عرفان هندي سخني از بقا نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 13:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد و بررسي: (1)</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;درباره عرفانهاي هندي نكاتي به نظر مي رسد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;يك&lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;تناسخ&lt;/FONT&gt;:تقريبا در تمامي كتابهاي فلسفي و الهياتي از زمان ابن سينا در مبحث معاد مساله تناسخ مطرح بوده است و تقريبا تمام فيلسوفان و حتي برخي متكلمان به نقد آن پرداخته اند اما بيش از همه در آثار ابن سينا و ملاصدرا مساله تناسخ مورد بحث قرار گرفته است شايد علت اين حساسيت نزديكي هند به ايران و ورود انديشه هاي هندي به ايران باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;اولا&lt;/FONT&gt; در آثار فلسفي صورت مساله اين گونه است كه انتقال روح يا به انسان است كه به آن نسخ گفته مي شود يا به حيوان است كه به آن مسخ اطلاق مي شود يا به گياه كه به آن فصخ يا به جماد كه به آن رسخ گفته مي شود لذا تناسخ تنها شامل صورت اول است ولي در عرفانهاي هندي به هر چهار نوع يا بي دقتي تناسخ گفته مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;ثانيا &lt;/FONT&gt;در حكمت اسلامي تناسخ به طور كلي دو قسم دارد نزول و صعودي هر دو قسم تناسخ در حكمت اسلامي باطل است اما اين تفكيك در عرفان هند وجودندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;ثالثا&lt;/FONT&gt; از نظر معناشناسي تناسخ يعني انتقال نفس از بدني به بدن متباين و منفصل در دنيا از اشرف به اخس يا از اخس به اشرف بر اين اساس اگر انتقالي صورت نگيرد يا انتقال در دنيا صورت نگيرد تناسخ نيست همچنين اگر نفس از دنيا به آخرت منتقل شد در حاليكه ملكات باطني آن به صورت حيواني ظاهر گردد، اين قطعا تناسخ نيست زيرا انتقال نفس از بدني به بدن ديگر صورت نگرفته است و از سوي ديگر ظهور ملكات در آخرت رخ داده است اين حالت در آيات متعدد قرآني بيان شده و از مسلمات دين است مثل &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot;&gt;قفلنا فهم كونوا قرده خاسئين.&lt;/FONT&gt; (فصلت /19)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;رابعا &lt;/FONT&gt;استدلالهاي متعددي در جهت ابطال تناسخ بيان شده است و از آنجا كه قانون كرمه لازمه لاينفك تناسخ است با ابطال ان قانون مزبور هم باطل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;دليل اول&lt;/FONT&gt;: نفس در زماني از بدني مفارقت مي كند و در زماني ديگر به بدن ديگر ملحق مي شود. اين دو زمان در دو صورت مي پذيرند كه قطعا متباينند حال سوال اين است كه در فاصله ميان اين دو آن گرچه بسيار كوتاه باشد نفس بدون بدن است و اين محال است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;دليل دوم&lt;/FONT&gt;: بر اساس حركت جوهري در نفس مي توان گفت كه نفس نخست بالقوه است و تدريجا به سمت فعليت پيش مي رود حال اگر تناسخ درست باشد، بايد نفس از فعليت به قوه باز گردد و خروج از فعليت به قوه محال است زيرا فعليت وجدان و قوه فقدان است و هرگز وجدان به فقدان تبديل نمي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;دليل سوم&lt;/FONT&gt;: نفس موجودي حادث است كه در بدن حدوث پيدا مي كند لذا در بدن بايد تهيا خاصي باشد هرگاه تهيا پديد آمد نفس از علل مفارق به بدن افاضه مي شود لذا بدن خاص مقتضي نفسي خاص است حال اگر تناسخ درست باشد، بايد بدن واحد واجد دو نفس در دو بدن يك بدن داراي دو نفس است و اين محال است.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 08:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جمع بندي:</title>
<link>http://aahoo.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;عليرغم اختلافات جزئي يا گسترده كه در ميان آيين هاي مختلف هندي كه رنگ عرفاني وجود دارد مي توان به چند اصل اشاره كرد كه يا ميان آنها مشترك است يا لااقل بسيار مهم تلقي مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;يك &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;اصل تناسخ و قانون كرمه&lt;/FONT&gt;: هندوها معمولا از دير زمان معتقد بودند كه كيهان چرخشي دوره اي دارد كه با نفس كشيدن برهما نمايان مي شود. اين چرخش بصورت &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;زايش، زيست و نابودي &lt;/FONT&gt;جلوه مي كند. اين قانون شامل روح انسان مي شود بر اين اساس روح آدمي چرخشي دولاب گونه دارد كه به آن &lt;FONT color=#000000&gt;قانون كرمه&lt;/FONT&gt; گفته مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;دو &lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;-&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; نيروانا&lt;/FONT&gt;: نيروانا واژه اي است كه در سانسكريت به معناي&lt;FONT color=#000000&gt; خاموشي&lt;/FONT&gt; است . اگر اتحاد روح فرد با اتمن رخ دهد و انسان فاقد ذهن گردد و نوعي بيخودي بر انسان غلبه يابد و آدمي راه نابودي كامل اميال پيش گيرد نجات انسان از تولد دوباره و قانون كرمه رخ خواهد داد و اين سعادت و كمال آدمي است كه به آن نيروانا اطلاق مي گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;سه&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;كتاب مقدس&lt;/FONT&gt;: كيش هاي عرفاني پيش گفته معمولا مبتني بر كتابهاي مقدسي هستند كه ساختار آنها بر اساس گفته هاي روحانيون و بزرگان آنها شكل گرفته است اين كتابها نظير: ودا، توي پيتاكا، آگاماس، و كاماسوترا وحي آسماني و گفته خدا همانند قرآن نيستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;چهار&lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;انديشه وحدت&lt;/FONT&gt;: اكثر آيين هاي هندي بر وحوت تاكيد دارند آنها معتقدند كه روح كيهاني واحدي در سراسر جهان است و روح فرد بايد در آن غرق گردد و متحد اما در هيچ يك از مسلك هاي هندي خدا به صورتي كه در اسلام است مدنظر نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;پنج&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;شريعت&lt;/FONT&gt;: سير و سلوك بايد مبتني بر دستور العملهايي باشد كه از خالق هستي براي انسان در نظر گرفته مي شود هيچ كدام از عرفانهاي هندي بر اساس شريعت شكل نمي گيرد و دستور العملهاي آنها معمولا از طريق روحانيون و برهمنها القا مي گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;شش&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;رياضت&lt;/FONT&gt;: براي وصول به نيروانا و فاصله گرفتن از رنج و عذاب جانكاه تناسخ و كرمه بايد رياضت كشيد البته ميزان رياضت در عرفانها هندي متفاوت است اما تمام آنها بر اين اصل تاكيد دارند اصول رياضت را هم روحانيون برهمايي و بزرگان آنها نظيربودا و مهاويره تعريف مي كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;هفت&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;- &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;اصالت بدن&lt;/FONT&gt;: در ميان آيين هاي هندي مكتب تانتريك بر استفاده از نيروهاي بدن و مساله جنسيت تاكيد دارد اين مطلب از سوي سيستم هاي عرفاني ديگر هندي مورد قبول نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 06:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aahoo&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>aahoo</dc:creator>
<guid>http://aahoo.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
